رادوینرادوین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 18 روز سن داره

یکی یکدونه مامان

تولد احسان عزیزم

1392/9/25 22:31
نویسنده : رومینا
326 بازدید
اشتراک گذاری

 زلف اشفته و خوی کرده  و خندان به لب و مست          پیرهن چاک غزل خوان و صراحی در دست 

نرگسش عربده جوی و لبش افسون کنان                    نیم شب دوش به بالین من امد بنشست 

سر فراگوش من اورد و به اواز حزین                            گفت ای عاشق دیرینه من خوابت هست 

عارفی را چنین ساغر شبگیر دهند                             کافر عشق بود گر نشنود باده پرست 

برو ای زاهد و بر دردکشان  خرده مگیر                        که نداند جز این تحفه  به ما روز الست 

انچه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم                            اگر از خمر بهشت  است و گر از باده مست 

 خنده جام می و زلف گره گیر نگار                            ای بسا توبه که چون توبه حافظ بشکست 

این غزل حافظ تقدیم به احسانم قلب 

23 اذر ماه تولد  احسان بود قلب  دوست داشتم که امسال هم مثل  پارسال براش تولد مفصل میگرفتمماچ ولی اصلا حس و حال مهمونی رو نداشتم ناراحت   اون روز رفتم ارایشگاه و به خودم رسیدم از خود راضی و رادوین رو گذاشتم خونه  . بعد سر راه براش گل خریدم  قلب عاشق گل  طبیعی و رز هستم  تو دوره مجردیم هم  عاشق گل بودم گاهی اوقات برای خودم گل میخریدم و به خودم تقدیم میکردم و کلی پر انرژی میشدم نیشخند

 خلاصه اومدم خونه و کل هم دیگه رو بوس کردیم و گل رو بهش دادم ولی قراره کادو هم  چند روز دیگه بریم بخریم  چون میخواستم با سلیقه خودش باشه قلب   اون شب مارسم نگرفتیم ولی  دیشب یعنی 24 اذر  مامانم ما رو شام برد جوجه بروستد اقبالی .چشمک شب خیلی خوبی بود و بهار جون زنداداشم اخرین شبی بود که قزوین بود چون دوروز جلوتر رفت تهران برای زایمان .  رادوین هم کلی  بازی میکرد  و همش نوشابه خورد . و ما جز تسلیم راهی نداشتیم .ناراحت

 

 

 

رادوین در حال کشیدن صندلی غذای سالن 

 

 

 

 

رادوین در حال نقاشی کشیدن 

 

 

 

 

 

رادوین در حال اشپزی کردن 

 

 

 

رادوین عاشق تبلیغ مولفیکس  پی ام سی 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

الهه مامان مبین
26 آذر 92 16:14
سلااااااااااااااااااام عزیزم . خوبی . ببخشید که دیر به دیر میام . آخه میدونی که مهمون دارم . قربون رادوینم بشم عزیز خاله .... تولد آقا احسان هم مبارک باشه ....هزار تا گل براشون میفرستم ...... رومینای عزیزم میبوسمت .....
رومینا
پاسخ
خواهش میکنم عزیزم میدونم که سرت شلوغه از همه مهمتر مبین دیگه حتما ببوسش جیگر طلا رووووووووو
شکوفه
26 آذر 92 19:39
سلام عزیزم.خوبین؟ تولد همسرت مبارک. ایشالا 120 ساله شن و سایشون بالای سرتون باشه. برای رادوین کوچولوی نقاش و البته سرآشپز!! دستت نسوزه خاله جون. مانی هم عاششق نوشابه ست.ولی خوب ضرر داره. رومینا جون خونه رو کثیف نمیکنه با این رنگا؟ البته ماشالا تو که خیلی حوصله داری.خوش به حال جوجو با این مامانش. یادته راجع به این رنگا ازت پرسیده بودم؟ راستش برای همسایمون تعریف کردم که میخوام رنگ انگشتی برا مانی بخرم.گفت وای نخریا خونه رو به گند میکشه راستش منم بیخیال شدم.ولی فکر کنم براش بگیرم بهتره
رومینا
پاسخ
ممنون عزیزم رادوین که دیوارها رو رنگی کرده ولی یه قسمت از اتاقش رو براش کاغذ چسبوندم به دیوار تا جایی که قد دستش میرسه بعد بهش گفتم فقط میتونی تو این قسمت خط خطی کنی حتی خودمم میشینم با هاش خط خطی میکنم و رنگی میکنم البته رنگ انگشتی رو بیشتر تو حموم ازش استفاده میکنم
عاطفه مامان ستیا
26 آذر 92 19:43
تولد آقاتون مبارک جفتتونبه سلامتی انشاا... همیشه در کنار هم شاد وپرانرزی وپراز گل رز باشید
رومینا
پاسخ
مرسییییییییییی عاطفه جون . ستیا جونم رو ببوس
مامان آریا
27 آذر 92 14:03
سلام خاله رومینای عزیز خوبین ؟ خوشین ؟ سلامتین ؟ مرسی که همیشه خجالتمون میدین و بهمون سر میزنین . تولد آقا احسان مبارک باشه ایشالا همیشه پر از عشق و آرامش باشین و سالیان سال کنار هم زندگی کنین به عشق . رادوین ماهمو ببوس هم از طرف من و هم از طرف آریا . دوستون داریم خاله رومینا و رادوین جون گلم عکساتونم خیلی قشنگه مخصوصا اون عکس دو نفره تون توی برف .
رومینا
پاسخ
خواهش میکنم . من زود به زود به وبلاگتون سر میزنم ولی شما زیاد نمیاید . دلمون تنگ میشه واسه عکسهای اریا جون
عاطفه مامان ستیا
27 آذر 92 23:55
من نظر گذاشته بودمااااااااااا