تولد احسان عزیزم
زلف اشفته و خوی کرده و خندان به لب و مست پیرهن چاک غزل خوان و صراحی در دست
نرگسش عربده جوی و لبش افسون کنان نیم شب دوش به بالین من امد بنشست
سر فراگوش من اورد و به اواز حزین گفت ای عاشق دیرینه من خوابت هست
عارفی را چنین ساغر شبگیر دهند کافر عشق بود گر نشنود باده پرست
برو ای زاهد و بر دردکشان خرده مگیر که نداند جز این تحفه به ما روز الست
انچه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم اگر از خمر بهشت است و گر از باده مست
خنده جام می و زلف گره گیر نگار ای بسا توبه که چون توبه حافظ بشکست
این غزل حافظ تقدیم به احسانم
23 اذر ماه تولد احسان بود
دوست داشتم که امسال هم مثل پارسال براش تولد مفصل میگرفتم
ولی اصلا حس و حال مهمونی رو نداشتم
اون روز رفتم ارایشگاه و به خودم رسیدم
و رادوین رو گذاشتم خونه . بعد سر راه براش گل خریدم
عاشق گل طبیعی و رز هستم تو دوره مجردیم هم عاشق گل بودم گاهی اوقات برای خودم گل میخریدم و به خودم تقدیم میکردم و کلی پر انرژی میشدم 
خلاصه اومدم خونه و کل هم دیگه رو بوس کردیم و گل رو بهش دادم ولی قراره کادو هم چند روز دیگه بریم بخریم چون میخواستم با سلیقه خودش باشه
اون شب مارسم نگرفتیم ولی دیشب یعنی 24 اذر مامانم ما رو شام برد جوجه بروستد اقبالی .
شب خیلی خوبی بود و بهار جون زنداداشم اخرین شبی بود که قزوین بود چون دوروز جلوتر رفت تهران برای زایمان . رادوین هم کلی بازی میکرد و همش نوشابه خورد . و ما جز تسلیم راهی نداشتیم .

رادوین در حال کشیدن صندلی غذای سالن

رادوین در حال نقاشی کشیدن


رادوین در حال اشپزی کردن

رادوین عاشق تبلیغ مولفیکس پی ام سی



تولد احسان عزیزم
